مرجع اخبار و اطلاعات حقوقی
info@didad.ir
سه شنبه 15 ارديبهشت 1394
گفت و گو با دکتر پوریا عسکری پیرامون «حقوق مخاصمات مسلحانه»، «صلیب سرخ و هلال احمر» و «مسابقات موت کورت یا شبیه سازی»

دیداد: آقای دکتر عسکری، از اینکه دعوت دیداد را به عنوان اولین مصاحبه شونده قبول کردید و وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزار هستیم. در صورتیکه موافق باشید پرسش هایی که از سوی مخاطبان دیداد مطرح شده است را با شما در میان بگذاریم. سعی شده تا سئوالات یکسان و شبیه به هم در قالب یک سئوال مطرح شوند تا بدین وسیله از تکرار پرهیز شود.

 

دکتر عسکری: برای من باعث خوشحالی است و از شما تشکر می کنم که این فرصت را فراهم کرده اید.

 

دیداد: همانطور که در فراخوان پرسش و پاسخ مطرح شده بود، سئوالات در سه محور «حقوق مخاصمات مسلحانه»، «صلیب سرخ و هلال احمر» و «مسابقات موت کورت یا شبیه سازی» با تمرکز بر شبیه سازی دیوان بین المللی کیفری، طبقه بندی شدند که گفت و گو در این چارچوب انجام خواهد شد:

 

.................................................................................

 

الف. حقوق مخاصمات مسلحانه

 

۱. جایگاه حقوق مخاصمات مسلحانه در حقوق بین الملل عمومی را تبیین بفرمایید. آیا همانطور که عده ای قائل به تفکیک میان حقوق بشر و حقوق بین الملل هستند و معتقدند که حقوق بشر از زیر سایۀ حقوق بین الملل بیرون آمده است، این تفکیک را می توان میان حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق بین الملل نیز قائل شد یا حقوق مخاصمات مسلحانه بخشی از حقوق بین الملل است؟

 

دکتر عسکری: باور بنده این هست که وقتی شما می خواهید به حقوق بین الملل نگاه کنید، بهتر است که حقوق بین الملل را شبیه یک درخت ببینید، درختی که شاخه های مختلفی دارد و این شاخه های مختلف هر کدامشان محصول متفاوتی دارند. اما ریشه و ساقه و چیزی که این شاخه ها از آن تغذیه می کنند(اصول) یکسان است. حالا با توجه به طبیعتی که هر کدام از این شاخه ها دارند، می توانند یک محصول متفاوت بدهند. اما همۀ این محصولات متفاوت در تنه خود خصایص حقوق بین الملل را دارا هستند؛ حالا می تواند حقوق بین الملل بشردوستانه یا حقوق بین الملل اقتصادی یا حقوق بین الملل محیط زیست باشد.

 

این اصول در کلیت مشترک هستند و اگر ما از چند پارگی (Fragmentation) حقوق بین الملل صبحت می کنیم، در نهایت این اصول باید در همۀ گرایش ها و شاخه ها به اشتراک گذاشته شوند و اگر هم جایی هر یک از این شاخه ها نتوانند خودشان پاسخ یک ابهام که در حوزۀ آن شاخه مطرح شده است را بدهند، اولین جایی که باید به آن مراجعه کنند، حقوق بین الملل عمومی است.

 

این درست است که حقوق مخاصمات مسلحانه و شاخه های آن (حقوق عدم توسل به زور و حقوق بین الملل بشردوستانه) خودشان مستقل هستند و سیستم حقوقی خودشان را دارند(Self-contained Regime)؛ یعنی هم قواعد و هم ضمانت اجرا را دارند، اما اگر یک جایی نیاز داشته باشند که خلاء های خودشان را پر کنند، بدون شک باید برگردند به سرچشمه که همان حقوق بین الملل عمومی است که قواعد اساسی را ارایه می دهد. این شاخه ها نمی توانند در قواعد اساسی خودشان را از حقوق بین الملل عمومی منفک بکنند بویژه در بحث مخاصمات، چون بحث مخاصمات یک بحث انتزاعی نیست، بلکه بحثی است بین دولت ها یا بین بازیگران جامعۀ بین المللی  که به وقوع می پیوندد و هزینه های عینی زیادی را به همراه دارد.

 

بنابراین من واقعاً فکر می کنم که اگر ما اصول حقوق بین الملل عمومی را نداشته باشیم، این شاخه ها شاخه هایی هستند که همه متزلزل خواهند شد.

 

۲. لطفا استثنات قاعده منع توسل بزور را بر شمارید؟ آیا دفاع مشروع نیز قاعده آمره است؟ مسولیت حمایت چه نقشی دارد؟

 

دکتر عسکری: در خصوص بخش اول سئوال، واقعیت این است که سئوال سختی هست چون اگر شما در دورۀ کلاسیک بخواهید به این سئوال پاسخ بدهید می گفتید مادۀ ۴۲ در قالب مجوز شورای امنیت و مادۀ ۵۱ منشور در قالب دفاع مشروع ولی من فکر می کنم که امروز این بحث خیلی پیچیده است از این حیث که در قالب دفاع مشروع سئوالات متعددی مطرح است که دفاع مشروع چه زمانی می تواند صورت بگیرد و در مقابل چه حمله ای می توان به آن استناد نمود و در مقابل چه فاعل حمله ای می تواند انجام شود. این عوامل بحث دفاع مشروع را خیلی پیچیده کرده است.

 

از طرف دیگر بحث مربوط به مادۀ ۴۲ یا نظام امنیت دسته جمعی مطرح می شود که مطابق با منشور ملل متحد، شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین المللی عهده دار این وظیفه است.

 

در کنار این دو (دفاع مشروع و نظام امنیت جمعی) بحث مداخلۀ بشردوستانه (Humanitarian intervention) و دکترین مسئولیت حمایت (Responsibility to protect) هم وجود دارد که شاید به نظر خیلی ها اینطور باشد که دکترین مسئولیت حمایت جایگزین بحث مداخلۀ بشردوستانه شده است ولی واقعیتش این هست که من تصور می کنم که یک روزی مداخلۀ بشردوستانه سعی کرد جای خودش را به دکترین مسئولیت حمایت بدهد، مسئولیت حمایتی که طبق نظر کمیسیون کانادایی می تواند در شرایط حاد تهدید حقوق بشر و حقوق بشردوستانه فراتر از منشور باشد. اما در نهایت و دقیقاً ده سال پیش و در اجلاس سران ۲۰۰۵ مشخص شد که سران دنیا و سازمان ملل متحد قصدشان عبور از منشور نیست که شاید هم فکر درستی باشد. به همین دلیل بحث مربوط به مسئولیت حمایت رشد خودش را در مسائل غیر واکنشی مربوط به خود ادامه داده است. در طرف دیگر مداخلۀ بشردوستانه کماکان زنده است.

 

بنابراین، من فکر می کنم می توانیم بگوییم که استثناها کماکان همان دو استثنای کلاسیک با تفسیر جدید به اضافۀ بحث مداخله بر مبنای دعوت و رضایت که حالا شرایط رضایت و دعوت هم چیست، خودش موضوعی است که باید به آن پرداخت.

 

اما به نظر من بحث مداخلۀ بشردوستانه وجود دارد و من همیشه از این شاهد کمک می گیرم که در آن زمانی که در خصوص بحث استفاده یا عدم استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه رئیس جمهور ایالات متحد آمریکا(آقای اوباما) سخنرانی کرد، به عنوان کسی که حقوق خوانده و حقوق بین الملل را خوب می داند، در نهایت گفت که خط قرمز ما این هست که یک دولتی بخواهد از سلاح شیمیایی علیه مردم خودش استفاده کند و بعد در ادامۀ صحبت هایش گفت که ما آمریکاییم و ما نمی توانیم تحمل کنیم که چنین اتفاقی بیافتد. اگر بنا داشت که حمله کند، حمله در واقع در قالب هیچ کدام از این دو استثنا قاعدۀ منع توسل به زور نبود؛ یعنی نه در قالب دفاع بود و نه در قالب مجوز شورای امنیت، بلکه این حمله در قالب مشروعیت مداخلۀ انسان دوستانه انجام می شد که چون اتفاق نیافتاد ما فعلاً مثال جدیدی در مورد آن نداریم ولی فکر می کنم باید صحبت های ایشان را از صحبت افرادی که اطلاع ندارند مثل رئیس جمهور قبلی ایالات متحد آمریکا(آقای بوش) جدا کرد. ایشان با علم حقوق آشنا است و با علم حقوق بین الملل هم آشنا است و قطعاً یک دلیلی دارد که این مطلب را به این شکل مطرح می کند.

 

اما در خصوص بخش دوم سئوال؛ در خصوص قاعدۀ آمره اصولاً به نظر من اگر خارج از چارچوب دیوان بین المللی دادگستری به طور خاص باشد خیلی دقیق نیست ولی آنچه که خود منشور می گوید آن است که دفاع مشروع چه به صورت جمعی و چه به صورت فردی یک حق ذاتی است و ما بحث حق را اینجا داریم نه بحث قاعده را؛ یعنی اینکه در مقابل یک حق شما می توانید یک قاعده را قرار دهید اما اینجا بحث اصلی این است که ما در مورد یک حق صحبت می کنیم که از نظر منشور یک حق ذاتی است، یک حق اساسی است، یک حقی است که به هیچ عنوان نمی توان آن را رد کرد. اگر منظور سئوال این است که در مواردی جلوی دولت قربانی را گرفت که به حق دفاع مشروع خودش متوسل نشود، به نظر من مکانیزم آن در خود منشور مشخص شده است. بنابراین خیلی دلیلی ندارد که ما بخواهیم از آمره بودن یا غیر آمره بودن یک حق صحبت کنیم. معمولاً دربارۀ قواعد و تعهدات باید صحبت شود.

 

دیداد: با توجه به سئوال قبل که بحث استثنائات قاعدۀ منع توسل به زور بود شاید منظورشان این بوده است که دفاع مشروع را می توان به عنوان یک قاعدۀ آمرۀ در برابر قاعدۀ آمرۀ منع توسل به زور تلقی کرد؟

 

دکتر عسکری: همانطور که گفتم در مورد حق به عنوان قاعدۀ آمره صحبت نمی کنیم. مجدداً تأکید می کنم که قاعده را الزاماً باید در مورد تعهدات و قواعد  ببینیم. دفاع مشروع حق است و حقی که هم برای ملت ها و هم برای دولت ها وجود دارد.

و  اما بخش سوم سئوال؛ بحث مسولیت حمایت به طور خلاصه در حوزۀ دفاع مشروع نیست. در حوزۀ همان اقدامات دسته جمعی برای حفظ صلح و امنیت بین المللی باید تعریف شود.

 

دیداد: قطعنامه های فصل هفتمی؟

 

دکتر عسکری: بله. نقشی که امروز می توانیم برای دکترین مسئولیت حمایت متصور شویم این است که شورای امنیت باید به این نکته توجه کند که اگر در جایی نقض حقوق بشر یا حقوق بشردوستانه به صورت گسترده و سیستماتیک در حال رخ دادن است، مسئولیت اولیه متوجه دولت است که از شهروندان خودش حمایت بکند و اگر نمی تواند یا نمی خواهد این حمایت را به عمل بیاورد، این مسئولیت متوجه جامعۀ بین المللی و به طور خاص سازمان ملل متحد و شورای امنیت می شود. اما اینکه آیا این عدم اقدام شورای امنیت بتواند نتیجه ای داشته باشد که مسئولیت حمایت در چارچوب دیگری فعال شود فعلاً پاسخ به این سئوال منفی است و اگر بخواهیم پاسخی بدهیم باید برگردیم به همان دکترین مداخلۀ بشردوستانه.

 

۳. آیا تقاوتی میان حقوق بین الملل بشردوستانه، حقوق بین المللی بشردوستانه و حقوق بشردوستانه است؟

 

دکتر عسکری: نه. اینها لفظ هستند. به نظرم حقوق بین الملل بشردوستانه (International Humanitarian Law) کاملاً گویاست. نکتۀ اساسی که وجود دارد این است که ما از لفظ بگذریم و وارد محتوا شویم. من همیشه از آقای دکتر ضیایی بیگدلی یاد می کنم که می فرمایند ترمینولوژی عنصر تعیین کننده نیست و بویژه ترمینولوژی ای که ما در اصلش (Original) نداریم و بعد در فارسی تغییرش می دهیم. اما می شود نکته ای را به عنوان مساحمه گفت و آن اینکه اگر از حقوق بشردوستانه یا حقوق بین الملل بشردوستانه صحبت می کنیم شاید منظور این است که می خواهیم یک نگاه ملی یا یک نگاه بین المللی به قضیه بدهیم ولی به نظرم در خصوص حقوق اینچنینی که جنبۀ جهان شمول دارند باز هم خیلی مصداق پیدا نمی کند.

 

دیداد: شما از حقوق بین المللی بشردوستانه استفاده می کنید؟

 

دکتر عسکری: واقعیتش این است که من دوست دارم همه چیز را با حقوق بین الملل شروع کنم و بعد قید بعدی را بهش اضافه کنم؛ از این لحاظ که ارتباط با ریشۀ اصلی که همان حقوق بین الملل عمومی است، حفظ شود.

 

۴. حقوق بین الملل بشردوستانه همان مسئولیت حمایت است؟

 

دکتر عسکری: نمی شود اینطور گفت که حقوق بین الملل بشردوستانه همان مسئولیت حمایت است. اگر بخواهم در یک کلمه بگویم باید بگویم که این دو مفهوم با یکدیگر فرق دارند ولی اگه بخواهیم وارد بحث فلسفۀ پشت این دو شویم باید گفت که به یک شکلی با هم ارتباط دارند چون داریم از مسئولیت حمایت از غیر نظامیان در جامعۀ بین المللی صحبت می کنیم. طبیعتاً این مسئولیت یک شاخۀ پیشگیری (prevention) است و این شاخۀ پیشگیری می تواند به معنای قانونگذاری در جهت حمایت از غیرنظامیان باشد و در این حالت شاید بتوان گفت که حقوق بین الملل بشردوستانه نتیجۀ تفکر مسئولیت حمایتی است. اما مسئولیت حمایت مفهوم جدیدی است و حقوق بین الملل بشردوستانه به نسبت مسئولیت حمایت یک مفهوم قدیمی تر است و این مسئله تا حدودی رابطۀ بین این دو را پیچیده می کند. خاصه آنکه حقوق بین الملل بشردوستانه صرفاً در زمان مخاصمات مسلحانه اعمال می شود و این در حالی است که دکترین مسئولیت حمایت از قید زمان و مکان آزاد است.

 

بنابراین به نظر من اگر بگوییم تفکر انسان دوستی در پس مباحثی مثل امنیت انسانی، مثل حقوق بشردوستانه، مثل حقوق بشر و مسئولیت حمایت وجود دارد بله شاید بتوان گفت که مسئولیت حمایت زاییدۀ تفکر انسان دوستی است.

 

۵. دیوان بین المللی دادگستری در قضایای «تنگۀ کورفو» و «نیکاراگویه علیه آمریکا» از اصول حقوق بشردوستانه صحبت کرده است. آیا این اصول همان اصول انسانیت، تناسب، تمایز و ضرورت هستند یا با اینها فرق دارند؟

 

دکتر عسکری: همین ها هستند. ولی اصل اساسی تفکیک در رأس تمام این ها قرار دارد. چون تفکیک با تمایز متفات است و شاید در فارسی گهگداری این دو با هم خلط شدند. تفکیک به این معنی است که شما در حمله غیرنظامیان را هدف قرار ندهید و غیر نظامیان از حملۀ مستقیم شما مصون باشند. همچنین اموال غیرنظامی، اماکن غیرنظامی و افراد تحت حمایت یا اموال تحت حمایت از حملۀ مستقیم مصون باشند. این معنای تفکیک(Distinction) است اما در عین حال طرف مقابل وظیفه دارد که نظامی ها و اماکن نظامی خود را از غیرنظامیان متمایز بکند و بنابراین اینجا قاعدۀ تمایز دادن (Distinguish) مطرح می شود و این دو مفهوم را باید از همدیگر تفکیک کنیم. یکی تعهد طرف حمله کننده است و دیگری تعهد طرفی است که برای کاهش تلفات غیرنظامیان الزاماً باید تمایز را مراعات کند.

 

اما بله بقیۀ اصول همان ها هستند ولی من شخصاً اعتقاد ندارم که ضرورت اصل باشد، من فکر می کنم که شما اصل تفکیک و اصل انسانیت و بعد اصل تناسب و اصل اقدامات احتیاطی را دارید و ضرورت نمی تواند به عنوان یک اصل محسوب شود. ضرورت به عنوان یک حقیقتی است که ما باید در بحث اصول حقوق بشردوستانه مدنظر قرار بدهیم و در واقع انسانیت و ضرورت در چالشی همیشگی درگیرند که برای اینکه ما بتوانیم این چالش را به نفع انسانیت یا ضرورت نظامی توجیه کنیم، باید اصل تناسب را مد نظر قرار بدهیم.

 

دیداد: بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که پیش از صدور این دو رأی هم این اصول وجود داشتند؟

 

دکتر عسکری: چیزی که جالب است اینکه ببینیم این اصول دنبال چی هستند. اگر بتوانیم پی ببریم که اینها به دنبال چی هستند، بعد می توانیم وارد بقیۀ مباحث شویم. یک زمانی در دورۀ جنگ عادلانه تلاش بر این بود که بر بی قاعده جنگیدن یا بی قاعده توسل به زور کردن محدودیت ایجاد شود و چون شکست پشت شکست در خصوص محدود کردن یا ممنوع کردن توسل به زور وجود داشت، این علاقه رفت به سمت اینکه اگر نمی توانیم جلوی جنگ را بگیریم، حداقل آلام ناشی از جنگ را به حداقل برسانیم و اینجا هست که یک حقوقدانانی مثل آقای روسو در کتاب قرارداد اجتماعی به این موضوع اشاره می کند که جنگ بین ما انسان ها است و بنابراین ما باید مثل انسان بجنگیم. با این تصورات این اصول ایجاد شدند.

 

تفکیک قائل شدن بین نظامی و غیرنظامی یک اصلی هست که امروز می توان گفت به عنوان یک اصل قطعی پذیرفته شده است و فارغ از اینکه جز قواعد آمره است، فارغ از اینکه جزو اصول کنوانسیون های ژنو یا حقوق بین الملل عرفی است این اصل را به عنوان یک اصل عقلی داریم که مورد پذیرش قرار گرفته است.

 

۶. آیا راه حلی برای نقض قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه برای گروه های تروریستی که اهداف خاصی را دنبال می کنند و اعتقادی به رعایت این حقوق ندارند، وجود دارد؟ آیا می توان آنها را ملزم به اجرای حقوق بین الملل بشردوستانه کرد یا خیر؟ از سوی دیگر، آیا نیروهای نظامی دولتی در جنگ با تروریست ها باید حقوق بین الملل بشردوستانه را رعایت کنند؟

 

دکتر عسکری: پاسخ از نظر تئوری مثبت هست. چه در مورد گروه های غیردولتی مسلح با هر عنوانی چه در مورد نیروهای دولتی در هر مخاصمه ای اعم از مخاصمۀ بین المللی و مخاصمۀ غیر بین المللی، از طرف حقوق بین الملل برای طرفین درگیری تعهد وجود دارد که حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق بین الملل بشردوستانه را به صورت کامل مراعات کنند. البته همه می دانیم که میزان تعهدات طرفین متخاصم در مخاصمات مسلحانۀ بین المللی خیلی بیشتر از میزان تعهداتی است که در مخاصمات غیر بین المللی وجود دارد و به همین دلیل است که مطالعه در زمینۀ حقوق بین الملل بشردوستانۀ عرفی انجام شده که بیاید این کاستی ها را پوشش بدهد. چون امروز یکی از ابهامات خیلی بزرگی که ما در بحث حقوق بین الملل بشردوستانه داریم تداوم تفکیک میان جنگ هاست؛ جنگ های بین المللی و جنگ های داخلی که واقعاً شاید زمانش فرا رسیده که ما از این تقسیم بندی عبور کنیم.

 

از بعد نظری که بگذریم، در بعد عملی اینکه بخواهیم گروه های متخاصم بویژه گروه هایی که خیلی اعتقاداتِ بر مبنای مثلاً حق تعیین سرنوشت ندارند را متقاعد کنیم که به این قواعد یا قواعد حقوق بشر احترام بگذارند، این یک چالش اجرایی و یک چالش عملی است که شاهدش هم هستیم که این میزان نقض از سوی این گروه ها رخ می دهد و علاقه هم دارند که این وقایع را ثبت، ضبط و پخش هم بکنند مسئلۀ دیگری است که باید در حوزۀ عملی با آن برخورد شود ولی به هر حال تعهد رعایت حقوق پیش گفته برای این گروه ها نیز وجود دارد.

 

۷. رویکرد حقوق بین الملل برای گروه هایی همچون داعش که از طرفی یک گروه استقلال طلب یا آزادی بخش خودش را معرفی می کند و از طرفی رویکرد جنگ طلبانه دارند و همچنین به هیچ وجه قواعد حقوق بشردوستانه را رعایت نمی کند، چیست؟ با توجه به قاعده استاپل، رویه دولت های غربی مبنی بر حمایت از این گروه در سوریه و سرکوب آن در عراق چگونه توجیه می شود؟ آیا کشورهای غربی به دلیل حمایت اولیه و همچنین تقویت جبهه های آنها دارای مسئولیت بین المللی هستند؟

 

دکتر عسکری: به هر حال رویکرد به طور خاص این است که اگر قواعد را رعایت کردید امکان دارد که بتوانید با رعایت شرایطی که مشخص است خودتان را به مرحله ای برسانید که به عنوان یک نهضت آزادی بخش شناسایی شوید. نکته اینجاست که نهضت های آزادی بخش به صورت آن چیزی که در حقوق بین الملل در مفهوم کلاسیک تعریف می شوند آن گروه هایی بوده که علیه نظام های آپارتاید، یا علیه استعمار یا علیه اشغال خارجی می جنگیدند که امروز شاید بتوان تفاسیر جدیدی از آنها ارائه داد که فعلاً در حد دکترین مطرح است اما پیش شرط مقدماتی برای شناسایی نهضت های آزادی بخش این است که این گروه ها اصول جا افتادۀ حقوق بین الملل بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه را مدنظر داشته باشند که گروهی که مورد سئوال است خیلی به نظر نمی آید که با این نگرش بخواهد مخاصمۀ خودش رو دنبال کند. بنابراین اینکه بخواهیم از یک چنین گروهی به عنوان یک نهضتی تحت عنوان نهضت آزادی بخشِ پروتکل یک الحاقی کنوانسیون های ژنو صحبت بکنیم، به نظر می رسد که خیلی درست نیست.

 

اما در خصوص قسمت دوم سئوال؛ برای اینکه مسئولیت بین المللی بخواهد ثابت شود شما به این نیاز دارید که یک عمل خلاف بین المللی وجود داشته باشد. اگر دارید می پرسید که حمایت از این گروه هایی که ناقض قواعد حقوق بین الملل هستند می تواند یک عمل متخلفانۀ بین المللی محسوب شود، پاسخ بدون شک مثبت است. این یکی از پیش شرط هاست.

 

شرط دوم این است که آن عمل که شما دارید می گویید حمایت است، بتواند به آن دولت یا دولت هایی که در سئوال ادعا شده، منتسب شود؛ حالا چه دولت های غربی یا سایر دولت ها مثلاً دولت های حوزۀ خلیج فارس هم ممکن است چنین کمک هایی انجام داده باشند.

 

بحث انتساب بسیار مهم است که من از وجود یا عدم وجود آن اطلاعی ندارم. اگر بشود ثابت کرد که این عمل متخلفانه توسط این دولت ها بوده است، آن وقت می توانید بگویید که بله مسئولیت بین المللی در موردشان صادق است، چون به هر حال کمک به شکل گیری یک عمل متخلفانۀ بین المللی خودش موجب طرح مسئولیت می شود.

 

۸. آیا  کنترل اغتشاشات شهری و مقابله با آشوب ها از مباحث حقوق مخاصمات مسلحانه هست یا خیر؟ اگر هست لطفا چند تا کتاب معرفی کنید برای مطالعه بیشتر و آیا تحقیقی در خصوص حقوق شرکت کنندگان در اغتشاش یا مامورین کنترل اغتشاشات داریم یا خیر؟

 

دکتر عسکری: نه من فکر می کنم حقوق بشردوستانه به بحث اغتشاش هایی که به حد یک مخاصمۀ داخلی یا یک جنگ داخلی نمی رسند ارتباطی ندارد. یعنی تا زمانیکه شما دارید از یک تظاهرات داخلی که غیر از مخاصمه است صحبت می کنید به حقوق داخلی مربوط است و به حقوق بشر مربوط است نه به حقوق بشردوستانه اما نکته ای که وجود دارد و اینجا بد نیست به آن اشاره کنم این است که مادۀ ۳ مشترک کنوانسیون های چهارگانۀ ژنو یک سری مقرراتی دارد که روح و مفاد این مقررات را می شود در آشوب ها و شوروش های داخلی هم اعمال کرد. این به معنای اعمال حقوق بین الملل بشردوستانه یا اعمال مادۀ ۳ مشترک کنوانسیون های چهارگانۀ ژنو نیست بلکه به معنای آن است که مضمون این قواعد را می شود در آشوب و شورش ها هم به مورد اجرا گذاشت. فکر می کنم بهترین کتابی که بتوانید در این زمینه مطالعه بکنید کتاب انسانی شدن حقوق بین الملل تألیف پروفسور تئودور مرون باشد که در این کتاب ایشان وارد این بحث هم شدند.

 

۹. از زمان تصویب کنوانسیون های ژنو بیش از شصت سال و پروتکل های الحاقی آن بیش از سی سال می گذرد. از سوی دیگر، به واسطۀ پیشرفت علوم شاهد ظهور فناوری هایی هستیم که به انواع مختلف حقوق بین الملل بشردوستانه را با چالش روبرو ساختند. برای مثال ناتو اعلام کرد که حملۀ سایبری علیه یک دولت عضو ناتو باعث تحقق مادۀ ۵ اساسنامۀ این نهاد (دفاع جمعی) می شود و ناتو می تواند به دولتی که حملۀ سایبری علیه آن صورت گرفته است، حمله نماید. حال چگونه می توان حملۀ سایبری را در طبقه بندی های مخاصمات مسلحانه قرار داد؟ به طور کلی چه تدابیری در این زمینه اتخاذ شده است؟

 

دکتر عسکری: بله در سال ۲۰۱۴ نشستی در ولز برگزار شد و نتیجۀ آن اعلامیۀ ولز بود که در این اعلامیه بیان کردند که اگر هر یک از اعضای ناتو مورد حملۀ شدید سایبری قرار بگیرد، به معنای اعلان جنگ است و دولت های عضو ناتو می توانند در راستای مادۀ ۵ سند موسس ناتو(دفاع جمعی) اقدام نمایند. صدور این اعلامیه را می توان یکی از نتایج تدوین گزارش تالین به حساب آورد. در این خصوص لازم است که به چند نکته اشاره کنم:

 

نکتۀ اول اینکه سند تالین مورد اختلاف است و شما نباید این فرض را داشته باشید که حالا اگر مطالعه ای توسط پروفسور اشمیت با حمایتی از طرف ناتو انجام شده تبدیل به حقوق بین الملل شده است.

 

نکته دو اینکه خود گروه تهیه کننده سند تالین به رهبری پروفسور مایکل اشمیت به دنبال تهیه نسخه دوم گزارش تالین هستند و این نشان دهندۀ این است که اعتراضات کشورهایی مثل روسیه و چین که به طور خاص یک نگاه متفاوتی دارد از نگاهی که دولت های غربی و دولت های عضو ناتو داشتند، موجب شده که تهیه کنندگان سند تالین فکر کنند که باید سند متفاوتی را ارایه کنند که بیشتر با اقبال و استقلال عموم جامعۀ جهانی مواجه شود.

 

اما مسئله ای که وجود دارد این است که حمله یعنی چی؟ یعنی اینکه ما بتوانیم حمله را تفسیر بکنیم که بتواند به شکلی باشد که دفاع مشروع دسته جمعی رو در قالب مادۀ ۵۱ منشور و معاهدۀ موسس ناتو به جریان بیندازد این مسئله مورد بحث هست. نگاه غربی ها این نیست که تفسیر موسع داشته باشند و نگاه تالین هم این نیست که از مفهوم حملۀ سایبری یا جنگ سایبری تفسیر موسع داشته باشد. اتفاقاً این دولت های روسیه و چین هستند که بیشتر ترجیح می دهند که تفسیر موسعی از حمله ارایه دهند و دامنۀ شمول آن را باز کنند.

 

دیداد: به خاطر این هست که این دو دولت در این زمینه قدرتمندتر هستند؟

 

دکتر عسکری: یا شاید هم فکر می کنند برای اینکه در آینده حملاتی اتفاق خواهد افتاد که آنها را باید به عنوان حملۀ سایبری در نظر گرفت هرچند که مفهوم حمله و آثار حملۀ مستقیم را نداشته باشد. در واقع دنبال این هستند که از خودشان حمایت و دفاع حداکثری کنند.

 

اما اینها یک طرف، طرف دیگر بحث شما این است که آیا می توانیم واقعاً قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه که تهیه شدند برای جنگ های کلاسیک، جنگ های با توپ و تفنگ و تانک و پیاده نظام و حداکثر هواپیما، را تعمیم بدهیم به جنگی که در فضای سایبر صورت می گیرد. پاسخ به این پرسش خیلی سخت است. خیلی ها هستند که نظرشان بر این است که برای این تیپ جنگ های مدرن نیاز به قوانین مدرن هم هست. خیلی ها هم هستند که معتقدند ما می توانیم همان قواعد کلاسیک را بر روش های جدید جنگی اعمال کنیم. من می توانم بین این دو این پاسخ را به شما بدهم که اگر منظور ما از حقوق بین الملل بشردوستانه همان اصول باشد، اصول تفاوتی نمی کند؛ اگر شما از اصل تفکیک صحبت می کنید چه با تیر و کمان باشد چه با آخرین و پیشرفته ترین سلاح از لحاظ فناوری می توان گفت که اصل تفکیک پابرجاست. اما اگر وارد جزئیات شوید بله شاید یکسری جزئیاتی وجود داشته باشد که برای آنها نیاز باشد که به قواعد جدید هم فکر کنیم. اما در کلیات و در اصول بدون شک تفاوتی ایجاد نمی شود.

 

در مورد حمله که پرسیدید به طور خاص، حمله یکی از پیچیده ترین مباحثی است که اینجا وجود دارد که آیا منظور از حمله ای که در قالب سایبر انجام می شود حمله ای است که الزاماً نتیجۀ مستقیم و بلاواسطۀ آن صدمه و آسیب است یا انفجار یا اینکه حمله می تواند در چند مرحله آسیب برساند. مثلاً بر فرض اگر شما به تأسیسات مربوط به برق یک شهر حمله کنید. اصولاً با قطع شدن برق اتفاق خاصی در همان مرحلۀ اول نمی افتد ولی می توانیم بیبنیم که این اتفاق چه پیامدهایی برای آن شهر دارد. به خصوص که می تواند در بُعد راهنمایی و رانندگی، فرودگاه و اختلال در پروازها، بیمارستان ها اثرگذار باشد و بعد این تبعات را ببینید. حالا آیا این حمله حمله ای است که شما می توانید از دریچه حقوق بین الملل بشردوستانه به آن نگاه کنید یا اینکه برای آن یکسری قواعد دیگر باید نوشت، این به نظرم موضوع اختلافی است اما مسئله ای که هست این است که اگر حمله دارای اثر فیزیکی بویژه انفجاری باشد بدون شک آن حمله در چارچوب حقوق بین الملل بشردوستانه است.

 

 

 

ب. صلیب سرخ و هلال احمر

 

۱. شرایط استخدام در صلیب سرخ و هلال احمر و فعالیت در کشورهای دیگر چیست؟

 

دکتر عسکری: شاید این توضیح کوچک بد نباشد که وقتی ما از صلیب سرخ و هلال احمر صحبت می کنیم در واقع یک نهضت را مد نظر داریم. نهضتی که دارای سه رکن است. اولین رکن، رکن موسس است که کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ است و بعد از کمیته، جمعیت های ملی صلیب سرخ و هلال احمر هستند که در کشورهای مختلف فعالیت دارند. در خود کشور سوئیس هم کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ فعالیت می کند و هم جمعیت ملی صلیب سرخ سوئیس. یا در ایران دفتر نمایندگی کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ را داریم که نمایندۀ کمیته به عنوان یک سازمان بین المللی در ایران است و در کنار آن جمعیت ملی هلال احمر جمهوری اسلامی هم به عنوان جمعیت ملی مشغول به فعالیت است که قبل از انقلاب جمعیت ملی شیر و خورشید بود. یک نهاد سومی هم وجود دارد که رکن سوم است و آن فدراسیون بین الملی صلیب سرخ و هلال احمر است که این سازمان هم یک سازمان بین المللی است و وظیفه اش به طور خاص این است که عملیات نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر را در آسیب ها و بلایایی طبیعی سازماندهی بکند. همانطوری که کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ بیشتر در حوزۀ مخاصمات فعال است و جمعیت های ملی نیز عهده دار فعالیت های اصلی هستند چه در حوزۀ بلایای طبیعی و چه در حوزۀ مخاصمات مسلحانه. صرفاً هماهنگ کردن اعضای نهضت توسط این دو رکن بین المللی(کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ در حوزۀ مخاصمات مسلحانه و حقوق بین الملل بشردوستانه و فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر در حوزۀ آسیب ها و بلایایی طبیعی) انجام می شود.

 

با این نگاه حالا برویم سراغ پاسخ به این سئوال که استخدام در این سازمان ها چگونه است.

 

اگر کسی بخواهد در جمعیت ملی یک کشور مشغول به کار شود طبیعتاً قوانین استخدام هر کشوری متفاوت است، برای مثال جمعیت ملی جمهوری اسلامی ایران شاید مسائلی را در نظر داشته باشد که متفاوت هستند از جمعیت های ملی کشورهای دیگر. ولی یکی از شرایط اساسی این است که عُلقه به کار بشردوستانه باید در نهاد فرد وجود داشته باشد تا اینکه بتواند وارد این سیستم شود چون شما وقتی در این سیستم کار می کنید بیشتر از اینکه فعالیت های تجاری یا پولسازی ببینید چیزی که می بینید این است که افرادی هستند که نیازمند کمک هستند. خیلی مواقع شیرینی کار را حس می کنید چون می توانید به افراد نیازمند کمک کنید خیلی مواقع هم می بینید که نمی توانید و در این زمان افسوس و آه سنگینی روی دلتان خواهد نشست. بنابراین اگر که می خواهید با این نوع نهادها همکاری کنید، حالا چه نهادهای داخلی و چه نهادهایی بین المللی باید آمادگی و تحمل حوادث شیرین و تلخ را داشته باشید.

 

نهادهای بین المللی معمولاً دو مدل پرسنل دارند. یک سری پرسنلی هستند که خارج از کشور خودشان کار می کنند و یکسری هم پرسنلی هستند که داخل کشور خودشان کار می کنند. اگر شما منظورتان این باشد که با کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ در داخل ایران همکاری بکنید مسیری که برای استخدام وجود دارد مسیر اطلاع رسانی از طریق روزنامه هست بر فرض روزنامۀ همشهری. ما هر زمانی که نیاز به همکار جدید در دفتر باشد، آگهی می کنیم. افراد مراجعه می کنند اگر شرایط مورد نظر را داشته باشند برای مصاحبه و سایر مراحل دعوت می شوند. اما اگر بخواهید به عنوان همکار بین المللی کار بکنید باید مراجعه بکنید به سایت کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ، آنجا به طور مرتب اخبار نیاز به همکار جدید اعلام می شود. اما در مورد صلیب سرخ باید این نکته را مد نظر داشته باشید که اگر شما برای همکاری بین المللی پذیرفته بشوید که خیلی از هموطنان ما هستند که دارند با صلیب سرخ کار می کنند، باید به این نکته توجه داشته باشید که انتخاب اینکه شما کجا کار کنید با شما نیست و بنابراین باید واقعاً این آمادگی را داشته باشید که در جاهای خیلی سخت مشغول به کار بشوید.

 

دیداد: احتمالاً مأموریت های اول را هم به جاهای سخت می فرستند؟

 

دکتر عسکری: مأموریت های اول جاهایی است که شما حتی نمی توانید با خانواده بروید یعنی آنقدر از لحاظ امنیتی مطمئن نیست که خانواده را همراه خود ببرید ولی به هر حال اگر چند سالی بتوانید دوام بیاورید، بعد مأموریت های راحت تری به شما محول خواهد شد.

 

ولی چیزی که مهم تر است اینکه بتوانید روحیۀ خودتون رو حفظ کنید چون شما زمانی که با بلایای مختلف مواجه می شوید یا با آثار جنگ مواجه می شوید برای خیلی ها متأسفانه افسردگی زیادی می آورد و دیگر نمی توانند ادامه بدهند و کارشان را در صلیب رها می کنند.

 

۲. آیا میان صلیب سرخ و هلال احمر تمایزی وجود دارد؟ ممکن است برای بعضی این تصور ایجاد شود که صلیب سرخ سازمانی است که از مسیحیان حمایت می کند و هلال احمر حمایت از مسلمانان را در دستور کار خود قرار داده است؟ آیا تفکیک این دو بر اساس مذهب صحیح است؟

 

دکتر عسکری: اگر امروز شما گسترۀ عملیات هلال احمر جمهوری اسلامی ایران را ببینید که در کشورهای آفریقایی و کشورهای آمریکای لاتین انجام می شود و از طرفی هم عملیات کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ را ببینید در کشورهای منطقۀ خودمان به نظرم پاسخ به سئوال کاملاً مشخصه که خیر هیچ نگاه مذهبی وجود ندارد.

 

دیداد: فعالیت های صلیب در عراق و افغانستان بخصوص؟

 

دکتر عسکری: در عراق و افغانستان، در سوریه، در یمن در خیلی از کشورهایی که به هر حال دینی غیر از دین مسیحیت دارند. در واقع این نهادها فقط بر مبنای اصول هفتگانه (انسانیت، بی غرضی، بی طرفی، استقلال، خدمات داوطلبانه، یگانگی، جهانشمولی) حرکت می کنند و هدف هم این است که در امدادرسانی آنچه که ملاک قرار می گیرد این است که چه کسی بیشتر نیاز به کمک دارد و نیاز فوری تری به کمک دارد بقیه مسائل دیگر واقعیت خارج از چارچوب اصول سازمان است که نباید مدنظر قرار بگیرد.

 

۳. با وجود هلال احمر و کمیتۀ ملی حقوق بشردوستانه که متولی فعالیت های بشردوستانه در ایران هستند، چه احتیاجی به حضور صلیب سرخ در کشور می باشد؟

 

دکتر عسکری: به نظرم از چند جهت می شود حضور دفتر نمایندگی را در ایران و در کشورهایی که دارای جمعیت ملی قوی هستند و کمیتۀ ملی حقوق بشردوستانۀ قوی هم دارند توجیه کرد. نکتۀ اول این است که به هر حال فعالیت های نهضت، فعالیت های بین المللی است و اگر که مثلاً کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ در ایران با هلال احمر همکاری می کند در واقع این همکاری محدود به ایران نیست بلکه ما سعی می کنیم در سرتاسر جهان از تخصص هایی که در جمعیت هلال احمر ایران هست، استفاده کنیم. برای مثال یکی از تخصص های خیلی ویژه ای که در جمعیت ملی ایران وجود دارد مباحث مربوط به تخصص ارتوپدی و ساختن پروتزهایی است که برای افرادی که جانباز یا معلول هستند ساخته می شود تا بتوانند دوباره راه بروند، یا برایشان دست ساخته می شود و ... . این تخصصی است که کمیتۀ صلیب سرخ سعی می کند از آن استفاده کند. یا مثلاً محصولاتی که کارخانجات ایرانی تولید می کنند در خیلی از کشورها برای عملیات امداد رسانی از سوی دفتر نمایندگی خریداری و صادر می شود. و مسئلۀ امداد رسانی که می تواند در قالب مشترک با جمعیت ملی ایران باشد یا به صورت جداگانه که کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ انجام می دهد. بنابراین علت حضور دفتر در ایران این نیست که ما الزاماً بخواهیم در ایران کار بشردوستانه انجام بدهیم بلکه با استفاده از حمایتی که از ایران و به طور خاص از جمعیت ملی ایران می شود فعالیت بشردوستانه در جاهای دیگر دنیا در حال انجام است. مضاف بر اینکه در ایران مباحث مربوط به جنگ عراق و ایران و تفحص شهدا ادامه دارد و کمیتۀ صلیب سرخ در کنار دولتین ایران و عراق در این خصوص نقش خوبی رو ایفاء می کند. بنابراین می توانم بگویم که هم از بعد عملیاتی و هم از بعد استراتژیک این حضور حضوری هست که بسیار می تواند مثمر ثمر باشد مشروط به اینکه همکاری بین نهادهای دولتی و کمیتۀ صلیب سرخ وجود داشته باشد که به نظرم امروز در حد مطلوبی این همکاری وجود دارد.

 

۴. به نظر می رسد که هیئت مدیرۀ صلیب سرخ باید سوئیسی باشند. این تمایز و تبعیض چه دلیلی دارد؟ آیا نهاد دیگری است که بدین شکل باشد؟

 

دکتر عسکری: خب صلیب سرخ یک روزی از سوئیس شروع شد و در آن زمان نه تنها هئیت مدیره بلکه کل پرسنل باید سوئیسی می بودند. سپس خودشان متوجه شدند که اینگونه نمی توانند ادامه بدهند و بنابراین رفته رفته عنصر ملیت کم رنگ تر می شود تا اینکه امروز صرفاً به اعضای هئیت مدیرۀ کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ رسیده است. اعضای هئیت مدیرۀ کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ باید الزاماً از کشور سوئیس باشند و بقیۀ اعضاء و همکاران عملاً از کشورهای دیگر هستند که البته شما اگر امروز به بافت جمعیتی کمیته نگاه کنید بدون شک سوئیسی ها جزو اقلیت هستند که در صلیب سرخ مشغول همکاری هستند و من فکر می کنم تقریباً امروز از تمام ملت ها با این نهاد بین المللی همکاری می کنند.

 

دیداد: ریس دفاتر نمایندگی هم باید سوئیسی  باشند؟ از این جهت می پرسم که رئیس فعلی و رئیس قبلی دفتر نمایندگی در تهران هر دو سوئیسی بودند.

 

دکتر عسکری: نه به هیچ وجه. به هر حال از همۀ کشورها هستند. الان رئیس دفتر نمایندگی در عراق یک لبنانی است. حتی خیلی از ایرانی ها در جاهای مختلف دنیا رئیس دفتر هستند. در افغانستان در جلال آباد اخیراً یک خانم ایرانی رئیس بودند. بنابراین به هیچ وجه بُعد تابعیت و ملیت در خصوص روسای دفاتر وجود ندارد صرفاً در مورد هئیت مدیرۀ کمیته است. هئیت مدیرۀ کمیته هم بیشتر از اینکه حالت کاملاً اجرایی داشته باشد حالت تشریفاتی دارد و بیشتر ادای احترام است به موسسین کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ که همگی سوئیسی بودند.

 

شما ببینید الان در بین مدیران کل یا مدیران کل عملیات کمیته صلیب سرخ، در حال حاضر مدیریت کل حوزۀ عملیات خاورمیانه بر عهده یک لبنانی است. مدیر کلی که مباحث مربوط به حقوق بشردوستانه را دنبال می کند یک آلمانی است؛ بالادستی ایشان یک استرالیایی است. پس این که بگوییم همه سوئیسی هستند، نه اینطور نیست. صرفاً هئیت مدیرۀ کمیته که یک مقام تشریفاتی است سوئیسی هستند.

 

اینکه بپرسید منطقی است من نمی توانم پاسخ بدهم. اینکه بپرسید این روند ادامه پیدا خواهد کرد باز هم من نمی توانم پاسخ این پرسش را بدهم. ولی روندی که صلیب سرخ دنبال می کند این است که به عنوان  یک سازمان جهانی دیده شود نه به عنوان یک سازمان سوئیسی.

 

۵. آیا امکان همکاری داوطلبانه با دفتر نمایندگی کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ در تهران وجود دارد؟

 

دکتر عسکری: معمولاً کمیتۀ صلیب سرخ فعالیت داوطلبانه ندارد. یک نهادی وجود دارد تحت عنوان سازمان داوطلبان در جمعیت هلال احمر که می شود با این سازمان وارد پروسۀ داوطلبی شد. منظور از داوطلبی هم در رده های مختلف تعریف می شود و از همه مهمتر این است که در سازمان داوطلبان هلال احمر با توجه به حوزه ای که شما می خواهید کار کنید به شما آموزش داده می شود و اسم شما ثبت می شود و اگر یک روزی نیاز به کمک داوطبانه شما باشد در آن حوزه ای که آموزش دیدید و در آن حوزه ای که اعلام علاقه کردید از شما دعوت به همکاری خواهد شد. بنابراین می شود گفت که در دفتر تهران صلیب سرخ اصولاً هیچ کدام از این امکانات وجود ندارد. یعنی ما نه دفتر عملیاتی در تهران داریم که بتوانیم از آن استفاده بکنیم و نه سیستم آموزشی برای داوطلبان وجود دارد. این است که شما اگر بخواهید کار بشردوستانۀ داوطلبانه انجام بدهید می توانید به سازمان داوطلبان هلال احمر مراجعه نمایید.

 

 

ج. موت کورت

 

۱. توضیح کلی در مورد مسابقات موت کورت یا شبیه سازی می فرمایید تا وارد جزئیات شویم؟

 

دکتر عسکری: به طور خلاصه موت کورت یک روش آموزشی است؛ روش آموزشی که بویژه در بسیاری از کشورهای کامن لا چه در آسیا، اروپا و آمریکا جا افتاده است. روشی است که در کلاس ها و در دانشگاه ها خیلی مورد استفاده قرار می گیرد اما در کشور ما آنچنان که باید و شاید جا نیافتاده است. روشی که به جای اینکه شما دانشجو را سوق بدهید به سمت اینکه مباحث را به صورت تئوری مطالعه بکند، شما یک کیس را به دانشجو می دهید و دانشجو در آن زمان باید بتواند با دانسته های تئوری خودش با یک کیس مواجه شود حالا کیسی که معمولاً از کیس های واقعی استفاده می شود ولی اسم ها و وقایع یک مقداری تغییر پیدا می کنند که الزاماً همان کیس واقعی نباشد.

 

بنابراین به کار بردن یا استفادۀ کاربردی از قواعد حقوق بین الملل در شاخه های مختلف آن از حقوق دریاها و حقوق دیپلماتیک بگیرید تا مباحث مربوط به دیوان بین المللی کیفری همه در موت کورت معنا پیدا می کنند و الزاماً هم نباید حالت مسابقه داشته باشد بلکه بیشتر حالت تمرینی آن مدنظر است. برگزاری مسابقه به این دلیل است که تعداد بیشتری به آن مراجعه کنند ولی به نظر من درست تر این است که یک قسمتی از کلاس های درس در دانشکده های حقوق باشد یا حداقل در هر کدام از دانشگاه ها یک نهاد و مرکزی تشکیل شود برای اینکه بچه ها بتوانند مراجعه کنند و در این زمینه تمرین داشته باشند. اگر ما بخواهیم وکلای خوبی داشته باشیم که در عرصۀ بین المللی فعالیت بکنند این یک مسیری است که به نظرم الزاماً باید در دوران دانشجویی طی بشود.

 

دیداد: همانند رشتۀ پزشکی که در کنار بخش تئوری، بخش عملی نیز برای آشنایی بیشتر دانشجویان با مطالب تئوری وجود دارد.

 

دکتر عسکری: صد در صد. ببینید شما وقتی قوانین را در کتاب ها می خوانید فرض بر این است که کیس همیشه به همان شفافی است. مثلاً ما در کلاس می گوییم که مخاصمه یا بین المللی است یا غیر بین المللی. بنابراین دانشجو از اینجا شروع می کند که فَکت(واقعیت) در اختیارش قرار می گیرد که مخاصمه یا بین المللی است یا غیر بین المللی در صورتیکه ما در موت کورت هایی که برگزار می کنیم یکی از پیچیده ترین مواردی که همیشه مورد اختلاف است و از عمد هم در سناریوری موت کورت اینطور طراحی می شود این است که شما به سختی جنس مخاصمه را تشخیص بدهید و از اینجا است که دانشجو وارد چالشی می شود که در عرصۀ واقعیت وجود دارد؛ عرصه ای که اگر شما بخواهید به عنوان مشاوران حقوقی وزارت امور خارجه یا سازمان هایی که مرتبط هستند با سازمان های بین المللی یا خود سازمان های بین المللی، کار عملی انجام دهید با این مدل چالش ها مواجه هستید. اگر قرار هست جنایت علیه بشریت را تشخیص دهید هنر شما از آن لحظه شروع می شود وگرنه اینکه مصداق ها را در ذهن داشته باشید که خیلی نمی شود گفت شما کار اصلی را انجام داده اید.

 

دیداد: کسانی که قصد ثبت نام دارند باید حتماً دانشجو باشند یا فارغ التحصیلان هم می توانند شرکت کنند؟ و چه مقاطع تحصیلی می توانند در مسابقات شرکت کنند؟

 

دکتر عسکری: اصولاً مسابقات موت کورت، یک مسابقۀ دانشجویی است. یک دوره ای بود که برای این مسابقات سطح تعیین می کردیم و فقط دانشجویان مقطع ارشد اجازۀ شرکت در مسابقات را داشتند ولی امروز سطح ندارد. دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می توانند در این مسابقات شرکت کنند. اینکه الزاماً باید دانشجو باشند به این دلیل است که اگر برنده شوند و دانشجو نباشند، در مسابقات پیکته شانس شرکت نخواهند داشت.

 

دیداد: نفرات تیم های شرکت کننده چه تعدادی باید باشند؟

 

دکتر عسکری: می بایست در زمان ثبت نام سه نفر باشند. در حقیقت هر تیم از سه نفر تشکیل می شود و زمان ثبت نام باید در قالب یک تیم سه نفره اقدام نمایند.

 

دیداد: ملاک دانشجو بودن زمان برگزاری مسابقۀ ملی است یا زمانیکه مسابقۀ پیکته برگزار می شود؟

 

دکتر عسکری: باید بتوانند زمانیکه برای پیکته درخواست می دهند گواهی دانشجویی را از طرف دانشگاه بفرستند. بنابراین اگر دانشگاه برندگان را به عنوان دانشجو معرفی نکند شانس شرکت نخواهند داشت. بنابراین ملاک مورد نظر زمان ثبت نام پیکته است که آن زمان باید دانشجو باشند.

 

دیداد: سیستم امتیازدهی در مسابقات چگونه است؟

 

دکتر عسکری: سیستمی است که تا حد بسیار زیادی مبتنی است بر دانشی که تیم دارد در مجموع و قسمتی از آن هم مبتنی است بر نحوه ای که شما مطالب را ارایه می کنید و اینکه زمانیکه قضات از شما سئوال می پرسند چقدر می توانید ایشان را متقاعد بکنید. این سه فاکتور رو اگر در کنار یکدیگر قرار بدهیم، سیستم امتیازدهی شکل می گیرد.

 

دیداد: مراجعی که می توان جهت کسب اطلاع از برنامه مسابقات داخلی موت کورت به آن ها مراجعه نمود؟

 

دکتر عسکری: خب همۀ نهادهای برگزار کننده. علاوه بر دفتر نمایندگی کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ، انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش و کمیتۀ ملی حقوق بشردوستانه.

 

۲. علاقمندان چطور می توانند اطلاعات بیشتری در خصوص این مسابقات از جمله زمان ثبت نام، منابع، مقطع تحصیلی و ... را به منظور کسب آمادگی لازم برای شرکت در آن به دست بیاورند؟

 

دکتر عسکری: سایت دیداد!

 

دیداد: به غیر از دیداد!؟

 

دکتر عسکری: واقعیتش این است که کاری که ما انجام می دهیم این است که هر سال یک پوستری چاپ می شود و در پوستر اطلاعات حداقلی وجود دارد. این اطلاعات حداقلی هم برای ثبت نام کفایت می کند. علاوه بر این که این پوستر به صورت فیزیکی پخش می شود در فضای وب هم تلاش ما این است که تا حدی که می شود در اختیار دوستان قرار بگیرد که خب سایتی مثل دیداد که سایت پر بازدیدی هست که بچه ها به آن مراجعه می کنند و از طریق آن مطلع می شوند یا بعضی از خبرنامه ها که دانشجویان اطلاع رسانی می کنند و یا شبکه های اجتماعی که خب این روزها خیلی هم جا افتاده معمولاً می توان مشاهده کرد که اطلاع رسانی در این رابطه انجام شده است. به هر حال برای ثبت نام این مرحله اول است.

 

آن تیم هایی که ثبت نام می کنند وارد مرحله ای می شوند که ارتباط مستقیم با دفتر خواهند داشت و رفته رفته و گام به گام اطلاعات تکمیلی را دریافت می کنند. دغدغه ای که ما داریم این است که تعداد تیم هایی که از تهران شرکت می کنند به نسبت تیم هایی که از شهرستان ها شرکت می کنند خیلی کم است و تصور خودمان این است که اطلاع رسانی در شهرهای بزرگ مثل اصفهان، شیراز و مشهد انجام نشده و یا به حد مطلوب نبوده است و در حال حاضر تلاشمان بر آن است که این بخش را تقویت کنیم. ولی فکر می کنم در تهران دانشگاه هایی که ما با آنها کار می کنیم اعم از دانشگاه های دولتی و غیردولتی، اطلاع رسانی به خوبی انجام می شود.

 

دیداد: حدود ثبت نام کی هست؟

 

دکتر عسکری: حدود ثبت نام معمولاً اردیبهشت ماه است، بنابراین اگر شما بخواهید یک زمانی را مدنظر داشته باشید می توانید حدود اردیبهشت ماه دنبال خبرهای موت کورت باشید. علاوه بر اینکه همیشه ارتباط تلفنی هم می تواند با دفتر وجود داشته باشد.

 

دیداد: به نظر می رسد که تعدادی از دانشجویان تمایل دارند ثبت نام کنند ولی نمی دانند دقیقاً چه کار باید بکنند و تصور روشنی ندارند.

 

دکتر عسکری: برای اینکه در سیستم آموزشی ما چنین مسابقاتی وجود ندارد. چون در سیستم آموزشی ما چنین مسابقاتی وجود ندارد برای خیلی ها این مسابقه، مسابقه نیست بلکه در واقع آشنا شدن با فرایند موت کورت است که البته خیلی عالی است ولی اگر در سیستم آموزشی و در دانشگاه ها وجود داشت شاید نتیجه این می شد که ابتداً در خود دانشگاه یک مسابقه برگزار می شد و آن موقع یک تیمی از دانشگاه الف بالا می آمد و در مسابقات ملی شرکت می کرد. البته من فکر می کنم که ما به چنین روزی خواهیم رسید ولی یک مقدار زمان می برد. ولی نکتۀ شما درست است؛ خیلی ها برایشان شفاف نیست که زمانیکه از مسابقات موت کورت در بحث حقوق بشردوستانه و در بحث دیوان بین المللی کیفری صحبت می شود، به دنبال چه چیزی هستند ...

 

دیداد: و شاید بعضی ها هم با نوعی ترس مواجه هستند و این ترس مانع ثبت نام می شود!

 

دکتر عسکری: واقعاً امیدوارم که اینطور نباشد. من خودم شخصاً تجربۀ مستقیم شرکت در این مسابقات را نداشتم ولی فکر می کنم که آنهایی که شرکت کردند چه آنهایی که نتوانستند به مرحلۀ نهایی برسند و این موضوع برایشان یک خورده ناراحت کننده بوده و چه آنهایی که موفق بودند، تجربۀ خوبی را به دست آوردند، تجربه ای هست که براشون باقی خواهند ماند و بیشتر از این هست که فقط بدانند موت کورت چیست. به هر حال اینکه با یک سناریو مواجه شدند، روزها و شب های متمادی روی آن فکر کردند و کار کردند، به نظر من این تجربۀ کاربردی از حقوق بین الملل آنقدر شیرین هست که جنبۀ ترس را از بین ببرد علاوه بر اینکه دلیلی هم برای ترس وجود ندارد. درست است که ما اسم آن را مسابقه گذاشتیم ولی در واقع یک برنامۀ آموزشی است و هدف این است که نتیجۀ این برنامۀ آموزشی تعالی دانش شخص و در نهایت تعالی علم حقوق در کشور باشد، بنابراین نترسید. ترسی وجود ندارد.

 

۳. با توجه به توضیحاتی که فرمودید، تیم های ثبت نام کننده باید متشکل از سه نفر باشند؛ در صورتیکه کسی نتواند برای خود هم تیمی پیدا کند آیا راهکاری برای شرکت در مسابقات وجود دارد.

 

دکتر عسکری: از طرف ما خیر. همانطور که قبلاً گفتم قانون ما این هست که حتماً سه نفری ثبت نام کنند ولی خب معمولاً پیش می آید که سه نفر اسم می دهند ولی اسم ها تغییر می کند ولی ما جلوی تغییر اسامی را نمی گیریم اما چون باید نقش های شرکت کنندگان تعریف شده باشد، هر تیمی باید متشکل از سه نفر باشد.

 

من می خواهم اینجا به این نکته هم اشاره کنم که یک امتیاز زیادی که در فرآیند موت کورت وجود دارد، کار تیمی است. کار تیمی الزاماً آن چیزی نیست که شما روی صحنه می بینید و در نهایت بین دو نفر موتر(اجر کننده) و یک ریسرچر(محقق) تقسیم می شود. کار تیمی این است که شما بتوانید مدتی را با یکدیگر بگذرانید و خودتان را آماده بکنید، خصوصیتی که اگر نباشد، موفقیتی هم در پیش نخواهد بود. بنابراین من فکر می کنم اگر واقعاً پیدا کردن دو نفر یا یک نفر برای یک تیم مشکل باشد، آن تیم در آیندۀ روند مسابقه هم به مشکل بر می خورد بویژه اینکه زمان را ببینید، اگر سال های اول بود که مسابقات برگزار می شد شاید که اطلاعات عمومی در مورد آن وجود نداشت ولی الان تعداد دوستانی که آمدند شرکت کردند در این مسابقه و علاقه دارند که تیم تشکیل بدهند به عنوان مربیِ تیم، کم نیست. بنابراین هم آنها چشمشان به دنبال دانشجویانی است که ظرفیت شرکت در این مسابقات را دارند و هم اینکه سایر دانشجوها که سال گذشته بودند، دیدند و خبردار شدند هم به دنبال تشکیل تیم هستند. به نظرم این مشکل در حال کم رنگ شدن است. ولی به هر حال اگر مطابق با سیستم قانونی بخواهیم صحبت کنیم، تیم ها باید سه نفره باشند.

 

دیداد: شاید منظورشان این بوده که شما کسی را معرفی می کنید؟ مثلاً دو نفر آمدند و دنبال یک هم تیمی می گردند. از طرف دیگر کسی هست که علاقه دارد ولی نتوانسته هم تیمی پیدا کند. شما این سه نفر را به هم وصل می کنید؟

 

دکتر عسکری: نه، ما چنین سیستمی نداریم. در حقیقت چون برگزار کننده مسابقات هستیم نمی توانیم در تشکیل تیم ها و انتخاب نفرات دخالت کنیم. ضمن اینکه اگر بعداً با مشکل مواجه شوند، ممکن است که از چشم ما ببینند.

 

۴. با توجه به اینکه شرکت در این مسابقات زمان و انرژی بسیاری را از شرکت کنندگان می گیرد، چه مزیت هایی برای آنان دارد؟

 

دکتر عسکری: فکر می کنم مهم ترین مزیت آن همین صِرف شرکت است چون شما در یک برنامۀ علمی که شرکت می کنید، مهم ترین مزیتش این است که به آن اندوختۀ علمی که دارید افزوده شود و این مهم ترین مزیت است، چه برای آنهایی که مقام می آورند و چه برای آنهایی که مقام نمی آورند. علت اینکه این مسابقات در مرحلۀ اول به زبان فارسی برگزار می شود همین است که حتی اگر دوستانی هستند که مانعشان زبان انگلیسی است در دور اول شرکت کنند ولی سعی کنند که از آن تجربۀ علمی برای خودشان استفاده کنند. از طرفی هم شاید یک تشویقی باشد برای دانشجویان حقوق بین الملل بطور خاص که نیاز دارند که اگر می خواهند در این عرصه کار کنند و از حقوق بین الملل استفاده کنند، نیاز به زبان انگلیسی دارند، چه بخواهند بنویسند، چه بخواهند بخوانند و چه بخواهند فعالیت تخصصی داشته باشند در این عرصه. بنابراین اینها می تواند مزایای عمومی شرکت در موت کورت باشد برای همۀ شرکت کننده ها.

 

اما آنهایی که مقام می آورند و به مسابقات بین المللی اعزام می شوند، آن مسابقه را هم می بینند و علاوه بر این با تعداد زیادی از دانشجویان هم سن و سال خودشان آشنا می شوند که می توانند از ارتباطاتشان در آینده استفاده کنند. به هر حال تعداد دوستانی که در این مسابقات شرکت کردند و بعد وارد عرصه بین المللی شدند آنقدر زیاد هست که به نظرم خودش گویاست.

 

یک نکتۀ دیگر هم می توانم اضافه کنم و آن این است که در کشور ما مطالعۀ حقوق بین الملل آنچنان که باید و شاید بر مبنای کیس لا انجام نمی شود و بیشتر نگاه تئوریک داریم، در صورتیکه امروز مطالعۀ حقوق بین الملل همواره باید همراه با مطالعۀ کیس لا باشد. بنابراین، برای کسی که شرکت می کند این مزیت را هم دارد که اگر می خواهد در این مسابقات موفق باشد یکی از مهم ترین نکاتش این است که در اطلاعات کتبی و شفاهی نسبت به کیس لا تسلط داشته باشد، نسبت به رویۀ قضایی تسلط داشته باشد و از این طریق میزان اطلاعات و آمادگی خود را مورد سنجش قرار دهد.

 

فعلاً مزیت ها همین ها هستند و ما متأسفانه نمی توانیم بگوییم که مزیتی غیر از این در ازای وقتی که شما می گذارید بویژه هزینه هایی که از لحاظ مالی برای شما دارد، وجود دارد. ولی شاید بتوان گفت که بویژه برای آن دسته از دانشجویانی که به مرحلۀ مسابقات پیکته می رسند و در این مسابقات شرکت می کنند غیر از اینکه در مسابقات پیکته شرکت می کنند شانس استخدامشان در سازمان های بین المللی نیز افزایش می یابد.

 

دیداد: می توان اینطور گفت که آنهایی که در این مسابقات موفق می شوند، مزایای مادی در آینده و به مرور زمان برایشان مهیا خواهد شد؟

 

دکتر عسکری: به هر حال راه را برایشان به سمت مزایای مادی که می تواند پیدا کردن شغل بین المللی باشد یک مقداری باز می کند، چون همه می دانند کسانی که در مسابقات پیکته شرکت می کنند افرادی هستند که آیندۀ قابل توجهی دارند، بنابراین سعی می کنند که از این افراد استفاده کنند، بویژه اگر در سازمان های بین المللی نیاز به مشاوران بین المللی باشد.

 

دیداد: شاید این نکته ای که اشاره کردند به شرکت کنندگان شهرهای دیگر هم مربوط بشود. به هر حال اقامت در تهران مستلزم قبول هزینه هایی است که ممکن است برای دانشجویانی که از شهرهای دیگر شرکت می کنند، سنگین باشد و شاید یکی از دلایلی که از شهرهای دیگر کمتر شرکت می کنند، همین نکته باشد. دفتر نمایندگی پیش بینی هایی در این خصوص انجام داده است؟

 

دکتر عسکری: کاری که ما در سال های قبل انجام دادیم این بود که از مجموعۀ هلال احمر و مجموعۀ اقامتی هلال احمر استفاده کردیم. هر سال به تیم هایی که از شهرستان می آیند اعلام می شود که چنین امکاناتی در طول مسابقات (یک شب قبل و یک شب بعد) از طرف جمعیت هلال احمر همراه با پذیرایی فراهم است. آنهایی که علاقه داشته باشند تا از این امکانات استفاده کنند، ما ارتباطشان خواهیم داد با دوستان در جمعیت هلال احمر تا این امکانات در اختیارشان قرار بگیرد.

 

از نظر رفت و آمد تا آنجایی که خاطرم می آید تا امروز هزینه ای پرداخت نشده است ولی این هم موضوعی نیست که در دستور کار قرار نگیرد. می توانیم در مورد این موضوع هم تمهیداتی را در نظر بگیریم. بنابراین، شرکت کنندگان از شهرهای دیگر از این جهت مشکلی نخواهند داشت و سعی ما این است که با آرامش خاطر و تمرکز در این مسابقات شرکت کنند و دغدغۀ این مسائل را نداشته باشند.

 

دیداد: دانشجویانی که به مراحل بالاتر و مسابقات بین المللی راه پیدا می کنند با محدودیت هایی روبرو هستند یا خیر؟

 

نمی دانم منظور از محدودیت چیست ولی اصولاً تا امسال تمام تیم هایی که برنده شدند خوشبختانه موفق شدند در مسابقات بین المللی شرکت کنند. ما هیچ وقت با محدودیتی مواجه نشدیم، مثلاً بگوییم که ویزا برایشان صادر نشده یا بودجه تأمین نشده است.

 

دیداد: به طور روشن آیا شما کمک می کنید؟

 

دکتر عسکری: همۀ هزینه ها و بودجه شان کامل تأمین می شود. در مورد بحث ویزا هم تا آنجایی که بشود با آنها همکاری خواهد شد، هم از طرف نهاد برگزار کنندۀ مسابقات و هم از طرف کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ. تا امروز خوشبختانه هیچ محدودیتی ایجاد نشده است و حتی می توانم یک خاطره هم در این خصوص برای شما تعریف کنم. تعدادی از دوستانی که قرار بود برای مسابقات پیکته در کشور کانادا شرکت کنند و زمان، زمانی بود که مصادف شده با شب عید. در ایران با یک ایرلاین اروپایی برایشان بلیط تهیه شده بود ولی آنها دیر رفته بودند فرودگاه یا اتفاق دیگری افتاده بود که بلیطشان را فروخته بودند! وقتی که رفتند دیدند که برایشان جا نیست. به هر حال این دوستان هم توانستند در نهایت در مسابقات شرکت کنند که بیشتر همت خودشان بود که مذاکره کرده بودند و دوباره توانستند بلیط ها را پس بگیرند یا اینکه از یک ایرلاین دیگری بلیط تهیه کرده بودند. ولی تا امروز ما هیچ گروهی را نداشتیم که نتوانسته باشد در مسابقات شرکت کند.

 

در همۀ مسابقات عملاً دانشجویان ایرانی پذیرفته هستند، هیچ مسابقه ای نیست که دانشجویان ایرانی را پذیرا نباشند اعم از مسابقات پیکته که ایران سال های زیادی دارد شرکت می کند، در مسابقات هانری دونان هم به همین شکل و در سایر موت کورت هایی که ما متولیشان نیستیم، دانشجویان ایرانی دارند شرکت می کنند. من همین الان اطلاع دارم که تیم هایی دارند خودشان را آماده می کنند برای سفر به آمریکا برای شرکت در دورۀ جدید مسابقات جس آپ یا اینکه در دوره های مربوط به حقوق تجارت بین الملل که دارد برگزار می شود مسابقاتش و تیم ها دارند از ایران می روند.

 

به هر حال من تا به امروز نشنیدم که محدودیتی برای دانشجویان ایرانی وجود داشته باشد.

 

۵. تاکنون چه اقداماتی از سوی دفتر نمایندگی به منظور معرفی این مسابقه و ویژگی های خاص آن انجام داده اید؟

 

دکتر عسکری: جدای از آن مواردی که گفتم یکسری از دوستانی که در مسابقات شرکت داشتند در خصوص این مسابقات مطالبی را نوشته اند یا وب نوشته هایی دارند یا در شبکه های اجتماعی خودشان مطالبی را منشتر کرده اند و یا در مجلات تخصصی مطالبی منعکس شده است.

علاوه بر این یکسری صحبت هایی هم معمولاً در برنامه های مختلفی که برگزار می شود و ارتباطی هم با موت کورت ندارند در مورد موت کورت انجام می دهیم، مثلاً تقدیر از نفرات برتر مسابقات ملی معمولاً در همایش های سالانۀ انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد انجام می شود و این امر باعث شده دقایقی به موت کورت و معرفی آن اختصاص یابد.

 

فیلمی هم در دست تهیه داریم که در آن با خیلی از شرکت کنندگان و قضات در سال های مختلف مصاحبه انجام شده و سعی شده تا مسابقات در سال های مختلف به تصویر کشیده شود که امیدوار هستیم این فیلم هم ظرف یک ماه آینده رونمایی شود و بتوانیم از طریق پایگاه های اینترنتی این فیلم را در اختیار همه قرار بدهیم تا این که همه ملاحظه بکنند.

 

ولی به نظرم مسئله این نیست که شناسایی خیلی انجام بشود؛ آن چیزی که خیلی مهم است این است که شما یک بار شرکت در این مسابقات را تجربه کنید. وقتی یک بار تجربه کنید، آن زمان فکر می کنم طعم شیرینش فراموش نخواهد شد.

 

۶. آیا استادان حقوق بین الملل و رشته های مرتبط با این مسابقه آشنایی لازم و کافی را دارند تا بتوانند دانشجویان خود را برای شرکت در این مسابقات تشویق نمایند؟ به نظر می رسد که تنها از چند دانشگاه خاص در این مسابقات شرکت می کنند.

 

دکتر عسکری: بله می توانم بگویم تعداد قابل توجهی از استادان مطلع هستند. ما با تعداد قابل توجهی از استادان در این خصوص همکاری می کنیم اما اینکه دانشجویانشان را تشویق بکنند، فکر می کنم که می توانند بیشتر این تشویق را انجام بدهند، یعنی هر میزانی در کلاس برای توضیح در مورد این مسابقه وقت گذاشته شود و احیاناً برنامه ای مشابه این برنامه گذاشته شود، می تواند این تأثیر را داشته باشد که دانشجویان با علاقه و اشتیاق در این مسابقه شرکت بکنند، چون موضوع صرفاً بحث مسابقاتی که در ایران برگزار می شود برای مسابقات بین المللی مخصوص هانری دونان نیست، الان دو سال هم هست که مسابقات مقدماتی جس آپ برای دیوان بین المللی دادگستری در حال برگزار شدن است. بنابراین می توانم بگویم که دانشجویان خودشان دارند آمادگی لازم در این برنامه را ایجاد می کنند و امیدوار هستم استادان بیشتر کمک بکنند ولی دانش عمومی نسبت به مسابقات موت کورت هانری دونان به نظر من ایجاد شده است.

 

دیداد: چه معیارهایی برای انتخاب قضات وجود دارد؟ می توانید کمی در این خصوص توضیح دهید؟

 

دکتر عسکری: چند نکته را باید مد نظر قرار داد. اولین نکته این است که قضات از دانشگاه های مختلف انتخاب شوند تا فرصتی باشد برای دانشجویانی که از دانشگاه های مختلف شرکت می کنند تا قضات دانشگاه خودشان را هم در مسند قضاوت موت کورت ملاحظه بکنند. نکتۀ دوم این است که طبیعتاً از نظر حوزۀ تخصصی که استاد کار می کند باید حوزه ای باشد که با سناریوی آن سال ارتباط دارد و سومین نکته هم این است که استادان بتوانند رابطه را با دانشجویان حفظ بکنند. بنابراین ترکیبی که ما داریم و معمولاً ترکیب سیالی است و مجموعه ای از استادان با سابقه در کنار استادان جوان که اکثرشان تجربۀ کار در زمینۀ حقوق بین الملل بشردستانه و یا حقوق بین الملل کیفری را داشته باشند. اینکه الزاماً زمینۀ تخصصی استادان باشد که همین امروز مشغول به کار شدند، شاید نباشند چون نگاهی که ما داریم روی قضات نگاهی است که قسمتی از آن بررسی کار علمی است.

 

یک مسئله ای که جا دارد مورد اشاره قرار بگیرد این است که ما از اینکه تعداد قضات افزایش پیدا کند و تنوعشان افزایش پیدا بکند خیلی استقبال می کنیم. اینکه میگویم ما، منظورم کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ نیست بلکه نهادهای چهارگانۀ برگزار کننده یعنی کمیتۀ ملی حقوق بشردوستانه، انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد و موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش است. بنابراین اگر چنین علاقه ای از طرف استادان و دوستانی که هنوز برای قضاوت دعوت نشدند به این دلیل که ما سهل انگاری کردیم، ابراز شود، ما استقبال خواهیم کرد.

 

همچنین در خصوص انتخاب قضات ایرانی مسابقات منطقه ای موت کورت که در سال گذشته به میزبانی ایران برگزار شد این نکته را باید اضافه کنم که زمان برگزاری مسابقات زمانی بود که خیلی از استادان درگیر کارهای دیگری بودند و ممکن هست جای بعضی از استادان خالی بوده باشد ولی در مجموع فکر می کنم تیم داوران ایرانی بی طرفانه قضاوت کردند و در عین حال خیلی هم خوب تیم های شرکت کننده را به چالش کشیدند. به نظرم چالش هایی که داوران ایرانی برای شرکت کنندگان ایجاد کردند از چالش های داوران خارجی بیشتر بود، از مرحلۀ اول بگیرید تا فینالی که آقای دکتر ممتاز تشریف داشتند.

 

توجه داشته باشید که کار اجرایی به خصوص در حوزۀ قضاوت کردن به خصوص در برابر دانشجویانی که خیلی حساس هستند کار بسیار سختی است. واقعیت این است که من شخصاً ترجیح می دهم که در ایران قضاوت نکنم چون خیلی پیامدهای خاصی دارد. یک روزی یک قاضی از سالن مسابقات بیرون آمده بود و یک نظری که نظر شخصی خودشان بود را ارایه کرده بود و این نظر سالیان سال تکرار شد و نظر به نظر چرخید که استاد فلانی چنین حرفی زده است در حالیکه واقعاً نظر شخصی ایشان بود.

 

می خواهم بگویم که قضاوت تا این حد می تواند در آن لحظۀ خاص تأثیرگذار باشد. حالا در انتخاب قضات هم این معیار مدنظر ما هست که استادانی را انتخاب کنیم که بتوانند با این احساسات شدید مواجه بشوند؛ به هر حال قضاوت در این مسابقات به ظرفیت خاصی احتیاج دارد.

 

۷. آیا نتایج دوره های قبلی شرکت کنندگان ایرانی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد تا نقاط قوت، تقویت و نقاط ضعف بر طرف گردد؟ همچنین رابطۀ دفتر با شرکت کنندگان و مربیان دوره های پیشین چگونه است؟

 

دکتر عسکری: صد در صد تجزیه و تحلیل صورت می گیرد. ما هم اطلاعات را از طرف نهاد برگزار کننده دریافت می کنیم و هم از طرف شخصی که به عنوان مربی همراه بچه ها است و هم از طرف کل تیم. و این سه معیار را در کنار هم قرار می دهیم و مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم تا نکات ضعف و قوت را ببینیم و روی آنها کار کنیم. با دوستانی هم که شرکت کردند در برنامه ارتباط مستمر وجود دارد، البته این ارتباط سازماندهی شده نیست و این شاید بزرگترین ضعفی است که فعلاً به طور سنتی این ارتباط برقرار هست ولی با همکاری کمیته ملی حقوق بشردوستانه در تلاش هستیم تا یک مرکزی را به عنوان مرکز موت کورت هانری دونان در اختیار دانشجویانی که سابقاً در این برنامه شرکت کردند قرار بدهیم. فعلاً در حال حاضر ارتباط وجود دارد ولی می توانم بگویم به روش سنتی و خیلی غیر حرفه ای است که ان شاء الله بتوانیم این نقیضه را هم به شکل مطلوب جبران بکنیم.

 

۸. به نظر شما علت ثبت نام متقاضیان در ابتدای امر و کنار کشیدن آنها در طول زمان برگزاری مسابقات چیست؟ آیا توقعات و انتظارات ایشان با واقعیات مطابقت ندارد؟

 

دکتر عسکری: ما سعی کردیم در این مورد یک نظرسنجی انجام بدیم. یکی از دوستان از تیم هایی که شرکت کرده بودند و بعد در نهایت انصراف دادند یک نظرسنجی انجام دادند که ببینیم علتش چه چیز بود. می توانم بگویم مهم ترین دلیلی که در این زمینه وجود داشت این بود که ثبت نام کنندگان نمی دانستند قرار هست آنها کار بکنند، بلکه فکر می کردند در یک کنفرانس ثبت نام کردند و می نشینند و خب حالا یک سری سخنرانی انجام می شود. این مهم ترین دلیل بود که ما به این نتیجه رسیدیم که باید در اطلاع رسانی هایی که انجام می دهیم مفصل تر توضیح بدهیم که حالت کنفرانس ندارد بلکه این دفعه اتفاقاً شما صحبت می کنید و استادان شنونده هستند. نکتۀ دوم این هست که خیلی اوقات تیم ها از هم می پاشند. یعنی از بین آن سه نفر یک نفرشان دچار مشکل می شود و مجبور می شود خود را کنار بکشد، در این صورت نصاب عددی نفرات تیم به هم می خورد. یک قسمت هم شاید این نکته ای باشد که شما اشاره کردید یعنی یک توقعاتی داشتند از این برنامه که این توقعات برآورده نمی شود که ما تلاشمان را می کنیم که سطح برنامه را بالا بیاوریم ولی تا بخواهیم به مرحله ای برسیم که این مسابقات سطح بی عیب یا سطح عالی ای داشته باشند فکر می کنم هنوز فاصله داریم. به نظرم همینکه فعلاً انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد به عنوان نهاد چهارمی که برگزار کننده هست به ما اضافه شده می تواند این امید را بدهد که حالا با کمک استادان عضو انجمن و با کمک کمیتۀ دانشجویی آن، کیفیت مسابقات ارتقاء پیدا بکند.

 

۹. چرا تعداد داوران مسابقات مورت کورت در ایران بعضی اوقات بیش از تعداد شرکت کنندگان در این مسابقات است؟

 

دکتر عسکری: نه اینطور نیست. من فکر می کنم ما حداکثر تعداد داورانی که داشتیم ۶ یا ۷ داور بوده و تعداد تیم هایی که داشتیم در کم ترین شرایط شش تیم بوده که می شود ۱۸ نفر. بنابراین نه اینطور نیست. اتفاقاً ما یک زمانی یعنی تا دو سال گذشته فقط با سه داور مسابقات را برگزار می کردیم و الان دو سال هست که تعداد قضات در یک حدی مثلاً زیاد شده ولی هنوز در حدی نیست که بگوییم تعداد قضات بیشتر از تعداد شرکت کنندگان است.

 

دیداد: از چه سالی مسابقات موت کورت شروع شده؟

 

دکتر عسکری: الان ۶ سال است که مسابقات برگزار می شود. سال ۹۴ هفتمین دوره است.

 

دیداد: بنابراین از ۸۷ شروع شد.

 

دکتر عسکری: بله

 

۱۰. آیا امکان دارد در دوره هایی که به زبان انگلیسی برگزار می شود از داورانی استفاده شود که به این زبان مسلط نباشند یا با آن آشنا نباشند؟

 

دکتر عسکری: ببینید به نظرم پاسخ یک پاسخ منطقی است. هدف از داوری این است که بین قاضی و شرکت کننده ارتباط برقرار شود، بنابراین طبیعتاً اگر که هیئت انتخاب قضات چنین اشتباهی را انجام بدهد باید به ایشان متذکر شد ولی تا آنجایی که من اطلاع دارم تا به امروز چنین نقیضه ای به این شدت که شما می فرمایید وجود نداشته است.

البته شاید برای صحبت کردن مشکل وجود داشته باشد ولی نکتۀ اساسی این است که استادان بتوانند گوش بدهند. این خیلی مهم است چون اگر نتوانند گوش بدهند، طبیعتاً نمی توانند داوری کنند. ولی صحبت کردن می تواند مهم نباشد چون می توانند سئوال را به فارسی به قاضی ای که خوب می تواند صحبت کند بدهند تا وی سئوال را مطرح بکند ولی از نظر متوجه شدن نباید مشکلی وجود داشته باشد.

 

دیداد: از شکیبایی شما سپاسگزاریم.

 

دکتر عسکری: خواهش می کنم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.

 

مطالب دیگر گفت و گو
گفت و گو با دکتر هیبت اله نژندی منش _ «هفتاد سال با سازمان ملل متحد؛ از گذشته تا حال، ضعف ها و قوت ها»گفت و گو با خانم زهرا اژئر و خانم زهرا مشرف جوادی پیرامون «مسابقات موت کورت یادواره هانری دونان»
 
زمان ثبت
چهارشنبه 06 آبان 1394 08:13
یوسف باقری
عالی بود. خیلی عالی بود. مخصوصاً در مورد مسابقات موت کورت توضیحات مبسوطی ارائه شد و بسیار آموزنده بود.
از شما ممنونم
زمان ثبت
شنبه 23 آبان 1394 14:20
مصطفی کابلی
جواب بسیاری از سوالهایم را گرفتم بسیار تشکر از استاد محترم
زمان ثبت
پنجشنبه 07 مرداد 1395 18:50
م. حاتمی کیا
متأسفانه در شهرستان ها در خصوص موت کورت تبلیغاتی نمی شود. آقای دکتر شما که در صلیب سرخ هستید، به عنوان یک ایرانی لطفاً به شهرستان ها هم توجه کنید. گناه ما چیست که در تهران زندگی نمی کنیم؟؟؟

بزرگان حقوق ایران

  • سید مصطفی محقق داماد
  • ابوالفضل قاضی شریعت پناهی
  • محسن محبی
  • هدایت الله فلسفی
  • عباس کریمی
  • حسین سیدی کاشانی
  • محمدرضا ضیایی بیگدلی
  • داود هرمیداس باوند
  • منوچهر موتمنی طباطبایی